کارامروز را به فردا مگذار چون فرداهم امروز دیگریست

به حرف هايم گوش کند و وقتي مشکلي دارم مرا تنها نگذارد.
يک پدر خوب کسي است که خوب گوش کند حتي اگر ظاهراً به کار ديگري مشغول باشد.
پدر خوب با ما توپ بازي مي کند و ما را به خريد مي برد. او با ما از کودکي اش صحبت مي کند، از پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگش. او به ما ياد مي دهد چگونه ببخشيم، چگونه بخنديم، چطور آواز بخوانيم، چطور بدون پول خرج کردن اسباب بازي بسازيم و چگونه حرف هايمان را مطرح کنيم.
پدرم وقتي ما کار بدي مي کنيم خشمگين نمي شود و ما را تنبيه نمي کند. او جنبه منفي قضيه را به ما نشان مي دهد.
پدرم همانطور که در کودکي با او رفتار مي شد با ما رفتار نمي کند بلکه سعي مي کند براي ما پدر بهتري باشد.
يک باباي خوب يعني عشق...
يک باباي خوب يعني کسي که بيشتر از هرچيز به تو فکر مي کند.
پدر خوب کسي است که مادر را کامل مي کند...

پدر خوب کسي است که با نوه هايش بازي مي کند.
پدر خوب کسي است که فرزندانش را دوست داشته باشد بدون قيد و شرط. آنها را تشويق کند، بخنداند، از اشتباهات آنها و مادرشان چشم بپوشد.
پدر خوب کسي است که حاضر باشد نه فقط در ظاهر بلکه با قلبش. پدر خوب با بچه ها مشورت مي کند، نظر آنها را مي شنود و آنها را راهنمايي مي کند. به ياد مي آورد زماني که به سن بچه هايش بود چگونه فکر مي کرد. پدر خوب مي داند بچه هايش موجودات کاملي نيستند و نقطه ضعف هايشان را با ملايمت برطرف مي کند...
پدر خوب به مادر کمک مي کند و کارها را با او تقسيم مي کند. او نمي گذارد مامان احساس تنهايي کند. او را همراهي مي کند و به او پر و بال مي دهد.
پدر خوب پيش از آنکه احتياجات مادي فرزندان را برطرف کند کسي است که بگذارد ما استقلال داشته باشيم.
پدر خوب به بچه هايش بيشتر رسيدگي مي کند و هنگامي که وقتش را با بچه ها مي گذراند به مادر نمي گويد من «بچه هاي تو» را نگه داشتم. به درس هاي آنها کمک مي کند، با بچه ها دوچرخه سواري مي کند. پدر خوب با قلبش هدايت مي کند نه با زبانش.
پدر خوب در لحظات تلخ و شيرين در کنار فرزندش است. وقتي او با مادرم زندگي مي کرد همه جا در کنار ما بود ولي وقتي مادر را ترک کرد ديگر او را نمي بينيم و هرگز به ديدن ما نمي آيد.
پدر خوب به درس هاي بچه ها رسيدگي مي کند و به مدرسه او سر مي زند و مي داند بچه ها نيز مانند بزرگ ها دچار اشتباه مي شوند و بچه ها را از اشتباه کردن نمي ترساند.
پدر خوب به همه احترام مي گذارد، بخصوص به فرزندش. او بايد نمونه باشد.
پدر خوب کسي است که وقتي بچه ها توي ماشين هستند درست رانندگي کند.
پدر خوب کسي است که فرزندش را دوست دارد و براي او حاضر است. هر چه فرزندش براي موفقيت لازم دارد در اختيارش مي گذارد، او را از عشق لبريز مي کند و به او اعتماد به نفس مي دهد. پدر خوب يعني زندگي،
پدر خوب زن و فرزندش را دوست دارد و اين دوست داشتن را مخفي نمي کند بلکه آن را ابراز مي کند.
پدر خوب پدري است که حاضر باشد، به بچه هايش فکر کند بدون اينکه به او يادآوري کنند، حرف هاي آنها را بشنود و او نيز احترام فرزندان و همسرش را حفظ کند تا همه بتوانند به او اعتماد کنند.
پدر خوب فحش نمي دهد و روز تولد بچه اش با او دعوا نمي کند.
پدر خوب کسي است که بتوانم رازهايم را با او بگويم.
پدر خوب مصلحت فرزندش را فداي خواسته هاي خود نمي کند.
پدر خوب سمبل صبر و شکيبايي است.
پدر خوب کسي است که مدام مراقب توست حتي اگر از تو دور باشد.
پدر خوب هميشه موبايلش در دسترس است و جواب تلفن هاي تو را مي دهد.
پدر خوب کسي است که قادر است دوست داشتنش را به بچه ها نشان دهد.
پدر خوب يعني کسي که مثل مادر باشد.
پدر خوب بلد است علاوه بر گفتن «نه» به ما بگويد؛ دوستت دارم، چقدر باهوشي، چقدر قوي هستي، چقدر زرنگي، چقدر زيبايي و...
پدر خوب براي اينکه کاري کند که فرزندانش «بچه هاي خوبي» باشند اول کاري مي کند که «باباي خوبي» باشد.
پدر خوب کسي است که مامان را دوست داشته باشد و کاري کند که او هميشه در کنار ما بماند.
پدر خوب وقتي مادر مريض است به او کمک مي کند و او را تنها نمي گذارد.
پدر خوب خودخواه نيست و هميشه در کنار فرزندان حاضر است. به جاي اينکه به سراغ کارهايي برود که در جواني آرزويش را داشته، آرزوي بچه هايش را برآورده مي کند.
پدر يعني صلابت کوه، گرماي خورشيد تابستان، آرامش درياي آرام و تسلاي شب.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 22:6  توسط سیدنژاد   | 

اخلاق در اسلام

  انسان ممكن است در زندگي كساني را دوست بدارد و از افرادي دوري بجويد و با آن ها دشمني بورزد ، اما اين دوستي ها و دشمني زماني داراي ارزش است و بار مثبت دارد كه جهتي الهي داشته باشد و بنا بر معيار و ملاك صحيحي صورت پذيرد.

 به عبارت ديگر حب و بغض بايد في الله ولله يعني در راه خدا و به خاطر خدا باشد ، نه از روي ميل ،سليقه و هواهاي نفساني .

مومن بايد از اين خصيصه ي نيك يعني محبت و تنفر در راه خدا را در خويش بپروراند و در عمل به آن بكوشد ، چرا كه در بعضي روايات «دين» چيزي تشكيل يافته از حب و بغض في الله معرفي شده است.

 حضرت پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: كسي كه با مومني به خاطر خدا دوستي و برادري داشته باشد ، خدا درجه اي در بهشت به او مي دهد كه با هيچ عمل خيري نمي توان به آن درجه رسيد.

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:كسي كه دوستي و دشمني در راه دين و به خاطر خدا نداشته باشد ، اصلا دين ندارد.

 روايت شده كه خداوند به حضرت عيسي (ع) خطاب فرمود:اگر عبادت اهل آسمان ها و زمين را انجام دهي ولي حب و بغض في الله نداشته باشي ، آن عبادات برايت نفيي ندارد.

  بالاخره در حديثي از امام سجاد عليه السلام است كه : در روز قيامت وقتي تمام خلائق جهت حسابرسي جمع مي شوند ندايي كه همه صداي آن را مي شنوند بر مي خيزد كه:كجايند آنها كه در راه خدا با يكديگر دوستي مي كردند ؟ عده اي سر بر آورده و مي گويند:ما هستيم. به آنها خطاب مي رسد كه بدون حساب وارد بهشت شويد.

 پس اصل و معيار كلي دوستي ها و دشمني ها بايستي معيار ها اخلاقي و ديني باشد ؛ نه آراء و افكار و سليقه ها و معيار هاي مادي ، نفساني ، و حركت بر اين معيار ، ضامن سعادت و عزت دنيا و آخرت است.

جایگاه تربیت واخلاق در اسلام

هرگاه بدین حقیقت بنگریم که خلقت انسان به منظور تکامل ورشد معنوی اوست وهدف از بعثت انبیاء بویژه رسالت خاتم پیامبران (ص)، تکمیل فضایل اخلاقی وفراهم کردن تجهیزات این رشد وکمال است، جایگاه تربیت واخلاق و مقصد نهایی آن مبرهن می گردد. در این دیدگاه شخیصت اخلاقی عنصر اساسی وجوهره اصلی وجود انسان را تشکیل می دهد که هدف شرایع وبرنامه های انسان سازی است، از این رو تربیت اخلاقی در نظر وعمل درصدر تعالیم وتکالیف دینی در کنار عقاید وشرایع قرارداد و در روایات از جایگاه بلند اخلاق وتربیت سخن گفته شده است. هنگامی که پیامبر اکرم (ص) معاذین جیل را برای ابلاغ رسالت اسلام به یمن اعزام فرمود بدو توصیه کرد: (کتاب خدا را به آنان بیاموز و به اخلاق خجسته تربیتشان کن).

 نقش تربیت واخلاق در ساختار شخصیت انسان

 نقش تربیت ، شکوفا سازی شخصیت واقعی انسان وبه فعلیت رسانیدن قوا واستعداد های نهفته اوست وبدون تربیت واخلاق، آدمی شخصیت واقعی خود را باز نمی یابد واز حقیقت انسانی وهویت مستقل خویش آگاه نمی گردد وآنچه خارج از این حوزه یافته است(خود) انسانی اونیست.

به قول کانت : (بشر تنها با تعلیم وتربیت آدم می تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او می سازد نیست)، زیرا شرافت انسان به روح ملکوتی اوست وانبیاء او بر دیگر موجودات مرهون ویژگیهای انسانی اوست که خاستگاه ارزشهای معنوی والهی به شمار می رود و قوای بنای و حیوانی در واقع زمینه ساز رشد انسان وکمال معنوی وابزارهایی برای رسیدن به درجات بلند و سعادت جاودانی اند وتربیت واخلاق می تواند آن روح ملکوتی را به اوج کمال رساند در چهره واقعی انسانی بر نمایش گذارد و از منزل نفس به منزلت حق واز خود برکتی به حقیقت براستی سوق دهید.

به طور خلاصه تربیت واخلاق در ساختار شخصیت انسان نقشی تعیین کننده دارد وبدون آن آدمی به خیر وکمال نمی رسد وبه سعادت دنیوی واخروی دسترسی پیدا نمی کند.احیای شخصیت انسان وفلاح و رستگاری او به فضایل اخلاقی است وسقوط و مسخ وتباهی شخیصت او به رذایل اخلاقی .

حضرت امام خمینی (ره) با اشاره به تقش تعالیم دین در انسان سازی وبه فعلیت رساندن استعدادهای بیکران او می فرماید:

وقرآن کریم که در راس همه مکاتب وتمام کتب است، حتی سایر کتب الهیه آمده است که انسان بسازد. انسان بالقوه را انسان با افصل وموجود با افعل کند. تمام دعوت انبیاء هم حسب اختلاف مراتبشان، برای همه معناست که انسان را انسان کند. انسان بالقوه را انسان با افعل کند وتمام احکام عبادی وهمه چیزهایی که هست، برای این معنی است که انسان ناقص را انسان کامل کند.

پس تربیت واخلاق با مفهوم دینی والهی آن، احیاگر شخصیت وهویت واقعی انسانی وبه اوج رساننده کمالات معنوی است.

 مبنای اخلاق در اسلام توحید است

محتوای پیام همه ادیان یکی بوده و تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند، اما اخلاق در اسلام بر مبنای توحید استوار است و این نشانه تکامل اسلام و رشد فکری انسانها در زمان پیامبر (ص)است .

دکتر حمید حسینی استاد دانشگاه علوم و حدیث در گفتگو با خبرنگار"مهر" اخلاق الهی را مجموعه ای از صفات نفسانی توصیف کرد که مطابق با معیارهای الهی تنظیم شده باشد.

وی گفت: دو نظریه در این ارتباط وجود دارد، یک عده اخلاق الهی را معیارها و اصولی می دانند که در ادیان و دستورات خداوند بیان شده و گروهی دیگر منظور از این اخلاق را شکل گرفتن بر اساس صفات الهی می دانند .

وی دومین نظریه را دیدگاهی عمیق تر عنوان کرد و افزود: این دیدگاه ارتباطی به دین و مسائل درون دینی ندارد زیرا اگر ما حقیقت وجود خداوند را بپذیریم و او را کمال مطلق بدانیم که مظهر تمام زیباییها است تلاش می کنیم تا خود را موصوف به صفات او کرده و برای رسیدن به این مرحله تلاش می کنیم .

حسینی با اشاره به توحیدی بودن اخلاق اسلامی گفت: اگرچه محتوای پیام همه ادیان یکی است و تفاوت ماهوی با هم ندارند اما اخلاق در اسلام بر مبنای توحید استوار است و این نشانه تکامل اسلام و رشد فکری انسانها در زمان پیامبر است.

وی توحید را معیار اخلاق در تعالیم قرآن معرفی و اظهار داشت: اگر انسانها درک کنند که همه چیز وابسته به اراده خداوند است و یگانگی او را با عمق وجود خود دریابند دیگر دلیلی برای بدی باقی نمی ماند و این همان چیزی است که اسلام به آن سفارش می کند .

حسینی افزود: اصول اخلاقی با فطرت و سرشت انسانها تنظیم شده اند و چون فطرت انسان ثابت است این اصول نیز تغییر نمی کنند، بنابراین خوبی همیشه خوب و بدی همواره بد است و ضرورتها قادر به تبدیل و تغییر بدی به خوبی و یا برعکس نیستند.

اخلاق پیامبر (ص) الگویی برای تدبر در دین اسلام است

عضو هیئت علمی مر کز مطالعات ادیان و مذاهب قم با تأکید بر اینکه حضرت محمد (ص) مظهر اخلاق و نمونه ارزشمندی برای مسلمانان هستند، گفت: خصوصیات اخلاقی پیامبر اسلام(ص)، نمونه بسیار خوبی برای مطالعه در شخصیت ایشان و ویژگیهای دین اسلام است تا طی آن با قدری تأمل و تدبر، نتایج این مطالعه سازنده فرهنگ زندگی امروز مسلمانان باشد .

حمید ملک مکان عضو هیئت علمی مرکز مطالعات ادیان و مذاهب قم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در رابطه با گشاده رویی و خلق نیک پیامبر(ص) در برخورد با دیگران روایات بسیاری در تاریخ اسلام وجود دارد، در روایتی از حضرت امیرالمومنین علی(ع) آمده است که شخصی نزد ایشان آمدند و از اخلاق پیامبر پرسش کردند و گفتند که صفات و نعمت های پیامبر را برای ایشان بازگو کنند حضرت فرمودند تو برای من نعمت های موجود در دنیا را بیان کن، شخص بعد از کمی تأمل گفت من نمی توانم نعمت های دنیا را بیان کنم.

 وی افزود: حضرت علی(ع) در بیان نعمت های وجودی پیامبر(ص)، به شخص گفت  من چگونه می توانم نعمت های بی شمار وجود پیامبر اکرم را برایت بگویم در حالی که تو نتوانستی نعمت های دنیا را که اندک هستند برای من بازگو کنی، این روایت بیانگر صفات بی شمار و جامع پیامبر اکرم(ص) است . 

 عضو هیئت علمی مرکز مطالعات ادیان و مذاهب قم با اشاره به اینکه اخلاق پیامبران الهی از سوی پیامبر اسلام(ص) تکمیل شده است، یادآور شد: پیامبر بارها و بارها در قرآن به عنوان رحمت در اسلام خوانده شده است بنابراین فلسفه بعثت پیامبر(ص) علاوه بر اینکه ترویج کننده دین اسلام است مروج دین با توجه به مباحث اخلاقی نیز بوده و در واقع انتقال دهنده دین اسلام با جلوه های اخلاقی پیامبر اسلام است . 

وی همچنین تصریح کرد: هنگامی که می بینیم یکی از عمده ترین عوامل ترویج دین توسط پیامبر(ص) بعد اخلاق است و خود حضرت نیز به عنوان سمبل اخلاق در اسلام است و با توجه به روایات بسیاری که حکایت از خوش خلقی ایشان دارد چرا ما با این منبع عظیم که در اختیار داریم نتوانیم پیرو راه ایشان باشیم در حالی که می دانیم حساب خوش خلقی از حساب اعمال و عبادات در آخرت جدا است.

ملک مکان در ادامه با بیان اینکه پیامبر(ص) بسیار مهربان بود، گفت: علاوه بر اینکه پیامبر اکرم(ص) در برخورد با پیروان و یاران خویش بسیار خوش سخن و خوش برخورد بودند با دشمنان خود نیز تا آنجایی که به دین اسلام لطمه ای وارد نمی شد مهربان بودند این نمونه مناسبی برای بهره گیری از سجایای اخلاقی ایشان است که بهترین فرد در روی زمین اینگونه متواضع عمل می کند.

 منبع :

http://www.akhlaghdareslam.blogfa.com/          http://erfaneeslami.blogfa.com/post-11.aspx

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 21:30  توسط سیدنژاد   | 

اعتماد به نفس عامل اكتسابي است كه از بدو تولد پايه هاي آن در ذهن هر يك از انسانها گذاشته و با مرور زمان اين امر گسترده تر و عميق تر مي شود. متاسفانه در بسياري از خانواده هاي سنتي چون مهمترين مساله براي والدين حرف شنوي و تسليم بله بودن فرزندان مي باشد ، اغلب با ايجاد محدوديتهاي غير ضروري و مشكل آفرين ، مانع رشد اعتماد به نفس در كودكانشان شده كه همين امر در بزرگسالي باعث عدم خودباوري و اتكاي به نفس در ايشان ميشود.

البته بديهي است چون انسان موجودي قابل تغيير و تكامل پذير است در بزرگسالي نيز مي تواند با كمك از روانشناسان و روان پزشكان اين نقيصه خود را شناخته و آن را برطرف سازد و صاحب اعتماد به نفس قوي و پايدار شود. اعتماد به نفس عاملي قابل تغيير يعني قابل افزايش يا كاهش ميباشد كه هر عاملي كه بتواند به توانائي بيشتر ما كمك كند و ما را به خود باوري برساند ، به خصوص ما را به احساس شايستگي و لياقت در زمينه هاي مختلف زندگي برساند به افزايش اعتماد به نفس ما كمك ميكند و به عكس هر موضوعي كه ما را از نظر جسمي يا فكري ضعيف كرده و حتي موقعيت اقتصادي و اجتماعي ما را تضعيف نمايد ، بر كاهش اعتماد به نفس ما مي انجامد.

اعتماد به نفس واقعي از شناخت عميق و همه جانبه ما نسبت به خود ، محيط و ديگران ريشه ميگيرد و هر چه اين شناخت بيشتر باشد بر روي اعتماد به نفس واقعي ما اثرات مثبت بيشتري مي گذارد. براي افزايش اعتماد به نفس روشهاي مختلفي وجود دارد كه متخصصان اعصاب و روان به موارد ذيل اشاره ميكنند:

1. شناخت عميق از خود ، در جهت پي بردن به توانائيهاي عظيم و پنهان خويش يكي از راه هاي اساسي افزايش اعتماد به نفس ميباشد.

2. نقاط ضعف خود را نيز بايد شناخته و در جهت رفع آنها اقدامات لازم را به كار بگيريم و در صورتي كه اين كار عملي نباشد ، با آنها مدارا كنيم يا از طريق ديگر به جبران آن بپردازيم ، مثلاً اگر ناتواني و محدوديتهاي جسمي مادرزادي و ارثي داريم از طريق افزايش توانائيهاي علمي يا هنري خود ، اين پديده را جبران نماييم.

3. شناخت ديگران به خصوص آشنايان خود و استفاده از توانائيهاي ايشان در جهت مثبت نيز مي تواند براي ما كار ساز باشد.

4. محيط خود را نيز بهتر بشناسيم تا از آنها در جهت رشد و پيشرفت خود بهتر بهره بگيريم.

5. استعدادهاي خود را شناخته و در جهت رشد و شكوفايي آنها گام برداريم و سرانجام در جهت بهتر زندگي كردن از آنها استفاده كنيم.

6. از معجره اميدواري واقعي بهره بگيريم و هرگز تسليم نااميدي نشويم كه نااميدي دشمن سعادت و موفقيت ما در زندگي است ، از طرف ديگر بر كاهش اعتماد به نفس ما مي انجامد.

7. نسبت به توانائيهاي واقعي خود ايمان داشته باشيم و در نتيجه از احساس حقارت و خود كم بيني پرهيز نمائيم.

8. از مقايسه كردن خود با ديگران جدا بپرهيزيم و تنها خود را با گذشته هاي خود مقايسه كنيم و اگر عقب افتادگي يا ايستايي در ما بوجود آمده باشد ، در رفع آنها گام برداريم و هميشه ميل به پيشرفت و رشد را مد نظر خود قرار دهيم.

9. به خود و توانايي هاي خود متكي باشيم و از وابستگي هاي غير ضروري به ديگران پرهيز نماييم.

10. از تلقين شكست و ناتواني به خود پرهيز كرده و حتي تحت تاثير تلقينات منفي ديگران در اين موارد قرار نگيريم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 22:46  توسط سیدنژاد   | 

اهم فعاليت هاي انجام شده آموزشگاه شهيد خرم بخت (2) در سال تحصيلي 89-88

  1. -برگزاري جشن شكوفه ها
  2. -برگزاري جشن آغازين سال تحصيلي همراه با هفته دفاع مقدس
  3. -برپائي مسابقات فوتبال جام غدير –جام فجر – جام معلم
  4. -برگزاري مسابقه جداول 21 (ماه رمضان)-شهيد بهنام -31 (سالگرد پيروزي )
  5. -توزيع برنامه كلاس و كتاب درسي در اولين روز مدرسه
  6. -صدور كارنامه ي ماهانه جهت اطلاع رساني به والدين محترم
  7. -برگزاري مراسم ويژه جشن و سرور بمناسبت عيد غدير خم
  8. -اهداء هديه به كليه دانش آموزان مدرسه در عيدغدير خم
  9. -اهداء هديه ويژه در عيد غديرخم به دانش آموزان كه نامشان علي و يا از سادات بودند
  10. -برپائي مراسم سالگرد شهيد خرم بخت (13 بهمن هر سال)
  11. -برگزاري مراسم هفته پيوند اولياء و مربيان
  12. -برگزاري مراسم جشن معجزه (جشن قرآن)براي كلاس اوليها
  13. -جذب و ثبت نام جهت آزمون آينده سازان 146 نفر 80% واجدين شرايط
  14. -جذب و ثبت نام 33 نفر جهت آزمون تيزهوشان
  15. -برپائي مسابقه مقاله نويسي اعتياد قاتل فرزندان بي گناه بين والدين پيرو طرح اجتماع محور(مروجين سلامت)
  16. -برگزاري مسابقه نقاشي و مقاله نويسي اعتياد بدترين درد براي دانش آموزان
  17.  پيرو طرح اجتماع محور (مروجين سلامت )
  18. -برپائي نمايشگاه يار مهربان با تاليفات و دست نوشته هاي دانش آموزان با 310 اثر
  19. -برپائي نمايشگاه علائم راهنمائي و رانندگي
  20. -برپائي نمايشگاه نقاشي با عنوان چهازشنبه سوري و حوادث
  21. -اجراي طرح گذربان در خيابان اصلي و ورودي به مدرسه
  22. -برپائي مسابقه فوتبال بين همكاران مدرسه در هفته معلم
  23. -تجهيز بانك جايزه  مدرسه جهت تشويق دانش آموزان
  24. -تهيه بن تشويق با عكس شهيد خرم بخت جهت ايجاد انگيزه دانش آموزان
  25. -برپائي اردو :قلعه سحرآميز-پارك ارم –باغ وحش –پارك چيتگرواستخر مرواريد
  26. -برپائي اردو ويژه پيش دبستاني با همراهي والدين از باغ وحش
  27. -مراسم بسيار ويژه 8/8/88 با اهداء پيراهن با آرم يا امام رضا به دانش آموزان كه رضا نام داشتند
  28. -برگزاري مسابقه جدول ولايت عشق و اهداءپيراهن آرم دار يا امام رضا  به 24 نفر
  29. -برگزاري طرح كرامت(مهارت زندگی ) و کسب دو رتبه سازماني و دو رتبه منطقه اي
  30. -جذب 60 نفر نو آموز پيش دبستاني
  31. -برگزاري مراسم ويژه با طرح بادبادك ها و كايت ها بمناسبت هواي پاك
  32. -تهيه سرود جهت جشنواره و كسب مقام سوم منطقه
  33. -حضور فعال در مسابقات قرآن و كسب رتبه اول دانش آموز پنجم در حفظ
  34. -تهيه سرود معلم جهت اجرا در هفته معلم
  35. -راه اندازي وبلاگ و ايميل مدرسه
  36. -برگزاري مراسم ويژه 13 آبان و با حضور در راهپيمايي و تجمع و.......
  37. -برپائي مسابقه مقاله نويسي بسيج و حماسه هاي آن در روز بسيج
  38. -تقدير از مربي تربيتي در 8 اسفند
  39. -تقدير از همكاران ساعي در اجراي طرحها
  40. -جذب كمكهاي مردمي با اهداء قبوض مربوطه
  41. -برگزاري مراسم سوگواري بمناسبت ايام شهادت امام حسين(ع)و يارانش
  42. -برپائي2 دوره  كلاسهاي آموزش خانواده
  43. -اجراي تست گوديناف تعدادي از دانش آموزان ونو آموزان  
  44. -اهداء هديه به كليه نوآموزان و دانش آموزان اول ابتدائي در بدو ورود
  45. -برپائي كلاس هاي تقويتي درس رياضي جهت پايه هاي سوم –چهارم-پنجم
  46. -برگزاري المپيادهاي گروه هاي آموزشي
  47. -برگزاري جلسات ماهانه با عنوان شوراي آموزگاران و ارسال به منطقه
  48. -برپائي جلسات گروه هاي آموزشي ماهانه و ارسال آن به منطقه
  49. -برگزاري مسابقات روزنامه ديواري و نقاشي و مقاله در هفته بهداشت مدارس با اهداءهديه
  50. -تجهيز كتابخانه مدرسه با تشويق دانش آموزان و والدين جهت اهداء كتاب با تخصيص بن هديه وجذب حداقل 400 جلد
  51. -برگزاري مراسم هفت سين كي بهتره براي پيش دبستاني
  52. -اهداءلباس با نوشته روز دانش آموز مبارك به كليه پيش دبستاني ها
  53. -تكثير كليه سئوالات امتحاني جهت آزمونهاي ماهانه
  54. -تمهيد مقدمات جهت اجراي جشن الفباي اولها در پارك چيتگر
  55. -تمهيد مقدمات جهت اجراي جشن فارغ التحصيلي پنجمها و پيش دبستاني هادر پارك چيتگر
  56. -اهداء جايزه به 374 نفر از دانش آموزان (برگزيدگان امتحانات نوبت اول-مسابقات و...)
  57. -اقامه نماز جماعت با هفته اي چهار روز
  58. -برگزاري مراسم نذر آش براي كليه دانش آموزان در اربعين امام حسين (ع)
  59. -برگزاري مسابقه علمي پايه هاي چهارم ،پنجم ومعرفي برترينها به كارشناس محترم ابتدائي و كسب 2رتبه در پايه چهارم
  60. -اجراي نمايش خلاق در تدريس پايه اول
  61. -به عضويت در آوردن 70% از دانش آموزان پايه هاي سوم-چهارم-پنجم در كتابخانه
  62. -تشكيل گروه هاي پليس مدرسه-امداد گران سفيد-بهداشتياران
  63. -تقدير از دانش آموزان برتر گروه هاي ياد شده
  64. -اجراي طرح خريد از بوفه با بن هاي تشويق
  65. -رنگ آميزي ديوار بيروني مدرسه با مشاركت شيفت مخالف
  66. -تعويض تابلوهاي آموزشگاه در سر درب ها با رنگ آميزي با مشاركت شبفت مخالف
  67. -تعميرات سرويس ها و آبخوري ها
  68. -تهيه ي جعبه كمكهاي اوليه وآموزش به گروه امدادگران سفید در مدرسه واستفاده در اردوها
  69. -تهيه وخريد اموال چون يخچال-تلويزيون-دي وي دي –مبل و.........
  70. -استفاده از ماسك براي كليه دانش آموزان و همكاران در ايام شيوع آنفلونزا (با تشويق اهداء هديه )
  71. -خط كشي حياط مدرسه جهت صفوف بچه ها با مشاركت شيفت مخالف
  72. -تهيه بنر جهت مناسبتها با مشاركت شيفت مخالف
  73. -کسب رتبه پنجم وهشتم مسابقات علمی ددر شهرسستان پایه های چهارم وپنجم
  74. -کسب دورتبه   پیام بهاری  در پایه چهارم یک رتبه در پایه پنجم در سطح منطقه
  75. -توزيع به موقع شير ونان غني شده بين دانش آموزان
  76. -برگزاري روز جشن جايزه بدون كتاب در مدرسه
  77. -تهيه ارزاق جهت دانش آموزان نيازمند و توزيع بين آن ها با رعايت حرمت وكرامت
  78. -توزيع كارت البته به  60 نفر با همكاري انجمن اولياء منطقه (هديه مقام معظم رهبري )
  79. -تهيه بن تغذيه و اهداء به دانش آموزان نيازمند جهت خريد از بوفه
  80. -توجه ويژه با حفظ كرامات بقيه دانش آموزان به دانش آموزطرح پراكنده شاهد
  81. -برگزاري مسابقه معما بين همكاران در ايام دهه فجر واهداء هديه
  82. -برگزاري مراسم ويژه با اهداء هديه به همكاران در هفته بزرگداشت معلم
  83. -برپائي مسابقات فرهنگي عكس –روزنامه ديواري –نقاشي و مقاله نويسي هفته معلم
  84. -اهداء هديه در ولادت ائمه به دانش آموزان همنام
  85. -بر پائي جشن نيكوكاري با تهيه بروشور فاستبقوا الخيرات و....ورتبه اول در شهرستان بين مدارس در جمع آوري مبلغ (ريالي )
  86. -قبولي 83/99% در امتحانات نوبت اول با تجديد شدن 1 نفر در كل مدرسه  
  87. -حضور در مسابقه فوتبال تربيت بدني منطقه
  88. -تهيه سطلهاي زباله ي كاغذي از شهرداري تهران
  89. -تهيه 120 كايت كاغذي از شهرداري تهران و اهداء به دانش آموزان بمناسبت 22 بهمن
  90. -اجراي طرح اجتماع محور با همكاري و مساعدت واحد محترم بهداشت اداره آموزش وپرورش
  91. -تهيه لباس مخصوص گروه سرود با شكل وشمايل ويژه
  92. -تهيه لباس ورزشي با نام نوشته آموزشگاه
  93. -تهيه بنر عكس دانش آموزان ممتاز
  94. -حضور در اجراي مسابقه نشريه ديواري منطقه
  95. -برگزاري طراحي آموزشي كليه كلاس ها و كسب رتبه سومي در سطح منطقه
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 16:5  توسط سیدنژاد   | 

به نام او كه زينت زبانهاست      خداي خوب هرچه مهربونهاست

خوشروئي احساني است بي هزينه       از فرمايشات آقامون اميرالمومنين حضرت علي (ع)

مهارت زندگي :   يعني كسي كه با فشارهاي زندگي و كسب مهارتهاي فردي و اجتماعي  كنار بيايد و شانه خالي نكند و خود را تابع مشكلات نداند و از كلمه نتوانم  - از عهده من خارج است و.... استفاده نكند چون باعث مي شود ناتوان و آسيب پذير شود .

البته با توجه به منابع مختلفي كه در اختيار دارد ( اقتصادي – فرهنگي -اجتماعي و....) .

مهارتهاي زندگي كه سازمان جهاني بهداشت مورد آموزش قرار ميدهد عبارتند از :

خودآگاهي – همدلي – برقراري ارتباط موثر – تصميم گيري – حل مساله – انتقاد  – تفكر خلاق –مقابله با هيجان و استرس .

اگر انساني حس مسئوليت پذيري داشته باشد و نسبت به آن متعهد باشد .حال و آينده ﯼ او تضمين مي شود و اكثر  توانائيهاي

بالقوه را به بالفعل تبديل مي كند

هدف اصلي از مهارتهاي زندگي :

اين است كه به فرد كمك كند از جهت حركت ناتوانائيها به مهارتهاي توانمند و قوي و سازنده برسد .

يعني :اعتماد به نفس پيداكند   - توانائي در تصميم گيري را افزايش دهد – سوئ تفاهم ها را كناربگذارد روابط موثري برقرار نمايد

– اضطراب را كنترل نمايد – دوستان جديدي پيداكند – از خودش معقولانه دفاع نمايد – بتواند به راحتي در بعضي از مواقع

 از كلمات نه استفاده كند - در مقابل بعضي از تعارفات مقاومت كندو....اگر كسي  موارد فوق را رعايت كند و بتواند از

 عهده اش بربياد  بهداشت رواني اش ارتقا پيداكرده و از آسيبهاي اجتماعي چون اعتياد – خودكشي- فساد و...دور مي شود

 وبا شرايطمتغير مثبت پيرامونش منطبق مي شود وبه موقعيتهاي بهتري دست پيدا  مي كند .

اما عواملي كه بر تصميم گيريهاي افراد موثرند عبارتند از :

شخصيت خود آدم – عوامل محيطي – ميزان اطلاعات – ميزان پاداش و تنبيه – اهميت موضوع – شفاف بودن آن –

 همدلي - ابراز وجود – تفكر مثبت و...

  مهارت  تصميم گيري  چه فايده اي دارد  ؟

از اختلالات جسمي – رواني –اجتماعي – معنوي – مشكلات سياسي – اقتصادي پيشگيري مي كند و سلامت را ارتقا مي بخشد .

چگونه مي شود خوب تصميم گرفت ؟

داراي فكر مستقل معقول باشيم – اعتماد به نفس خوبي داشته باشيم – اهل ريسك كردن باشيم –خودمون را باور كنيم – به فكر

 كسب اطلاعات جديد باشيم – مشورت كنيم – انعطاف پذير باشيم و خلاق .به فكر اين نباشيم كه خود به خود درست مي شود

– عجولانه تصميم نگيريم – منتظر تصميم ديگران نباشيم هرچي آنها گفتند – منطقي و آرام فكر كنيم – امروز و فردا نكنيم 

 – خودمون را تحتفشار قرار ندهيم – از لفظ نمي دانم و هر چي شما بگيد استفاده نكنيد – اخلاقي بيانديشيد (مذهبي و اصول

 اخلاق شخصي) – باهدف و بيطرفانه و توجه به ارزش ها فراموش نشود –به پيامدها و عواقبش توجه شود .

آيا مي دانيد كه ارتباط موثر يكي از نشانه هاي سلامت رواني است –روابط گرم و صميمي با انسانهاي ديگر(كلامي و غير كلامي

- سازگاري با ديگران  )-  منبع اعتماد – راحت بودن با رعايت موارد لازم – اينها باعث ايجاد امنيت – آرامش – اهميت –

 احترام و  ..... مي شود  .

# برقراري ارتباط  جرات مي خواهد 0( رد تقاضاي نامعقول -  جلب وابراز  احساسات مثبت و منفيديگران – شروع  ادامه

 و خاتمه درست به گفتگوها – بر  حق خود بدون اضطراب پافشاري كند – احساسات واقعي خود را بيان دارد –البته همه ﯼ اينها

 با احترام به حقوق ديگران باشد-كاستي هاي خود را بپذيرد- جملات درست متعارف در هنگام مواجه و جداشدن استفاده كند  ....)

همه ﯼ اينها در گرو شناخت خود است كه مصداق من عرف نفسه فقد عرف ربه خواهد بود يعني خود را بشناسي خداي خود

را خواهي شناخت .

# انسان بايد  خود آگاه باشد يعني توانائي شناخت و آگاهي از خصوصيات  - آگاهي از نقاط ضعف و قوت – خواسته ها – ترس

 و انزجار  و.....داشته باشد    زيرا  به انسان كمك مي كند خودرا دريابد كه آيا تحت استرس قرار دارد يانه واين معمولا پيش شرط

 ضروري روابط اجتماعي و روابط بين فردي موثر و همدلانه است .

 خود آگاهي يعني فيلم بازي نكردن يا شناخت دقيق از خود .و از زن بودن و مردبودن خود احساس رضايت كند و تصويري

از ظاهر فيزيكي خود داشته باشد وبه آن افتخار كند چون آفريده ﯼ آفريدگارش هست .

جايگاه اجتماعي خودرا بداند – كمرو و خجالتي نباشد – نگاه ديگران را در زندگي لحاظ كند – به نقش هاي خود در اجتماع

توجه كند . مذهبي باشد به زندگي پس از مرگش معتقد باشد .

 خود آرماني فكر كنيم ( به اين فكر هستيم كه چگونه آدمي هستيم – خودرا باديگران مقايسه مي كنيم – و مي خواهيم به آن

برسيم و... .نگران اين هستيم كه ديگرا ن واقعي مارا مي شناسند و...اگر ما افرادي خود آگاه  باشيم :

براي خودمان ارزش قائليم (به پاي ديگران پا مي شويم تا ديگران به ما احترام بگذارند)-انتقادپذيريم – احساس خشنودي مي كنيم –

 در مقابل فشار و ضربه هاي رواني مقاومت نشان ميدهيم – مشاركت را دوست داريم – از مشورت استقبال مي كنيم – ديگران

را مسخره  -تحقير و سرزنش نمي كنيم – به اعتقادات خود اهتمام مي ورزيم و.....

اما چند تذكر :

به بچه ها اجازه ﯼ حرف زدن  و تحرك در منزل بدهيم تا عقده اي بار نيايند –با ديگران مقايسه نكنيم – پدر و مادر همچون

دولبه ی  قيچي باشند باهم حركت كنند  باهم فكركنند و باهم راهكار بدهند- هركسي سازي نزند – پدر و مادر به همديگر

احترام بگذارند تا بچه ها به آنها احترام بنهند – پشت سر  پدر و مادر خود و همسر  - بستگان  و همينطور معلم فرزندش  نزد

بچه ها اصلا حرفي نزنند –تهديد نكنند -سريع با كوچكترين درگيري لفظي منزل را براي رفتن به منزل كس ديگربعنوان قهر چندروزه

  ترك نكنند ولي براي خاتمه دادن قائله آنجارا براي مدت كوتاهي   ترك كنند تا آرامش حاكم شود – خودشان نظم را مراعات كنند

 نياز به تذكر به بچه ها نيست خودشان آموزش مي بيينند- مسائل مذهبي را خود رعايت كنند (جلوي بچه ها انجام دهند) خودش

 آموزش است – حداقل ماهي يكبار يا دوماه يكبار پدرها به مدرسه فرزندشان تشريف ببرند#   نظافت –آراستگي- خوب حرف

 زدن – خوب نشستن – احترام گذاشتن – نظم –و... را بچه ها از خانواده و معلم و.. مي آموزند  پس مراعات كنيم – هنگام

 صحبت به چهره هم نگاه كنيم – زمان صحبت مهم تلويزيون و... خاموش شود تا دقت كافي بشود – از كلمات عزيزم – پسرم

– دخترم - همسرم - گلم – چقدر خوبي – آفرين – ماشاالله – بزرگ شده اي-  مردخونه اي -   خانومي شدي - و.... حتما براي

بچه هاحتي بين خودتان زن و شوهر استفاده شود و ........

حرف آخر :كار امروز را به فردا مگذار چون فردا هم امروز ديگري است               تهيه و تنظيم : سيدنژاد              

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 9:27  توسط سیدنژاد   | 

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالی فشار روانی را تجربه می‏كنند. برخی کودکان مجبورند با مشکلاتی چون کشمکش‌های خانوادگی، طلاق، تغییرات دائمی مدرسه، همسایه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههای هم‌سال و بعضی وقت‌ها حتی با خشونت در خانواده یا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند.
تأثیر فشار روانی روی كودك بستگی به شخصیت، میزان پختگی، و نوع سازگاری او دارد. با این حال، تشخیص اینکه چه وقت بچه‌ها زیر بار فشارها خم می‌شوند همیشه ساده نیست. برای کودکان اغلب توضیح دقیق احساسشان سخت است. ممکن است به جای گفتن «من از پا افتاده‌ام» بگویند «معده‌ام درد می‌کند». بعضی بچه‌ها وقتی تحت فشار روانی هستند گریه می‌کنند، پرخاشگر می‌شوند، گستاخ یا زودرنج می‌شوند. برخی دیگر ممکن است خوب رفتار کنند اما نگران، ترسو و وحشت زده بشوند به همان نسبت استرس می‌تواند بر سلامت جسمی کودک تاثیر بگذارد؛ تنگی نفس (آسم)، تب یونجه، سردرد میگرنی و بیماری‌های معده مثل کولیت، سندرم روده تحریک‌پذیر و زخم گوارشی بیماری‌هایی هستند که در موقعیت‌های تنش‌زا وخیم‌تر می‌شوند.
والدین چه کار می‌توانند انجام دهند؟
پدر و مادر می‌توانند به کودکانشان کمک کنند تأثیرات فشار روانی را در حداقل نگه دارند
1. والدین باید سطوح فشار روانی خودشان را کنترل کنند. در تحقیقی پیرامون خانواده‌هایی که حوادث تلخ و ناگواری مانند زمین لرزه یا جنگ را تجربه کرده‌اند، بهترین مبنای پیش‌بینی چگونگی سازگاری کودکان با مشکلات، نحوه سازگاری والدینشان است. پدر و مادر باید به خصوص از زمانی که سطوح فشار روانی‌شان در روابط زناشویی تأثیر می‌گذارد آگاه باشند. دعواهای مکرر بین والدین برای کودکان اضطراب‌آور است.
2. خطوط ارتباطی را باز بگذارید. کودکان وقتی با والدینشان ارتباط خوبی دارند احساس بهتری نسبت به خود پیدا می‌کنند.
. کودکانی که دوستان نزدیک ندارند، در مورد احساس فشار روانی ناشی از مشکلات در خطر هستند. والدین باید با برنامه‌ریزی، قرارهای بازی و سایر تفریحات، از روابط دوستانه کودکانشان حمایت کنند.
4. والدین باید جدول زمانی برنامه روزانه را با توجه به خلق و خوی فرزندشان در ذهن خود پیریزی کنند. اگرچه اغلب بچه‌ها در محیطی آشنا و کلیشه‌ای با امور روزمره ثابت و حد و مرزهای کاملاً امن رشد می‌کنند اما میزان تحملشان در مقابل تحریک متفاوت است.
5. مهم نیست جدول زمان‌بندی شده بچه‌ها چقدر شلوغ است؛ آنها در هر سنی به بازی و آرامش نیاز دارند. بچه‌ها از بازی برای شناخت دنیای اطراف، بررسی افکار و آرام کردن خودشان استفاده می‌کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:42  توسط سیدنژاد   | 

"        معلم در قاب قداست"

حيف است معلم را چون شمع تشبيه كنند شمع را مي سازند كه بسوزد ولي معلم مي سوزد كه بسازد

نسيم بهار از زمين، بهشت مي سازد واز زمان ،ارديبهشت.

معلم باغباني بر اريكه ارديبهشت براي چيدن گل بهشت .

معلم اقيانوس نوراست نه فانوس كور .

معلم تنديس كياست است و قديس قداست،پس شايسته تقديس است  .

معلم پيام زلال آب را تفسير مي كند و كلام لايزال ْآفتاب را تكثير.

تكريم معلم تكريم انسان است زيرا او سازنده انسان است .

همكار عزيزم : از اعماق وجودم بهترينها را براي شما و خانواده محترمتان آرزو مي كنم .

روز معلم بر شما  مباركباد

                سیدنژاد

مدير آموزشگاه شهيد خرم بخت 2

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 8:51  توسط سیدنژاد   | 

پیش دبستانی ها ی نمونه

مجیدمجتبوی - فرزین فرشاد - محمدمهدی کریمی - علی ایرانی - محمدمهدی عابدی -

مهدی تیرماهی - سیدابوالفضل سیدنژاد- امیرحسین شقاقی - سجاد قاسمی - حسین

حیران جهان تیغ - طه اسکندرزاده - علیرضا صفری - مهدی رمضانی - امیرحسین محمدی

 - مهیار رحمانی - علیرضا میکائیلی - امیرمحمدیارمحمدی - امیددارابی - محمدصادقی -

 محمدلاله جینی - مهدی حقیقی - پرهام دوست محمدی - محمدحسین میرزائی - علی

مومیوند - مجتبی شهبازی - امیرحسین سعادتی - محمدقره داغی - ابوالفضل خدائی -

 محمدمهدی محسن زاده - ابوالفضل قاسمی - مرتضی اروانی

كلاس اوليها  :

ايليا آب بري –سجاد ابراهيم پور –مهرداد حسنلو –امیرمحمد محمدی -سيد امير حسين

خا لقي-احمدرضا خلج -–ابوالفضل صفري –حسين صمد نژاد –سهيل محمدي –عليرضا

يعقوبي–مهدي كريمي –مهرشاد مهرابي –نيما فدايي –مجتبي كيميا –پرهام لطفي –

حسام دلفان –آرين شافعي –محمد مهدي پياله خاني –عليرضا باراني –علي اصغر لطفي

–علي ملا بابائي –اميرحسين كاري –مهدي عبدالما لكي –ابوالفضل لامعي –محمد علي

 آجورلو-رضا آزاد فر-سيد رضا سجادي –محمد رضا سليمي –هادي شريفي –اشكان شريفي

 دوست –ابوالفضل شهبازي –سيد وحيد مرادي –علي نصرت طلب –رضا خليل زاده

 -كلاس دوميها  :

عليرضا آساره –حسين جعفري –سيدمحمد امين نوري –مجتبي يزدان پناه -محمد مهدي

 سلگي –متين قيچي وند –عرفان ذاكري –مهدي هاشمي -متين خالديان –شايان لك زايي –

 اميرمهدي پريشان – شايان دولتياري – اميرحسين كاظمي – سيدمهرشادميرفخري-

شايان فولادي – اميرحسين آرياپور- محمدرضا امن زاده – ابوالفضل رضائي –حسين ابراهيمي

 – علي احمدزاده سیدمحمد امین    نوری- امیرحسین زرین-علیرضا  آقامحمدی -

كلاس سوميها  :

فرزاد خالقي – عليرضا دهقان زاده – محمدحسنلو – رضا مرادي -مهردادپيا له خواني –

اميرحسين اسمعيل پور- محمدرضا شهركي – علي عباسي قرباني - اميرمهدي محمدي

 محمدحسين زارعي – مهدي صفري –مصطفي محمودي –اميرحسين بيگ علي –

فرشيد كرميان -علي قلي زاده -امیرحسین خیری - امیرحسین خسروی - علی بشری-یونس  حافظی 

كلاس چهارميها  :

اميرمحمد محمدي – عليرضا محمدي – سيدسهيل بلبلي – مهدي موميوند- مهدي ابوافتحي

محمد محمدي-ياسين مهدوي-عنايت رضايي –سيد محمد حسيني –مهدي مهدوي

–سيد مرتضي حسيني –حسين رسولي –مهدي مجتبوي –سامان نعمتي – پارساجاورسينه

محراب متقاعد- محراب يعقوبي- احسان سجادي – ميلادآقاپور – علي ملكي- اميرزكي پور

سيدوهاب شفيعي – محمدباقري - شایان  رهنما - علیرضا رحمانی زاده - محمد محمودی -

یاسررضائی - محمدحسین محمدنژاد - ابوالفضل حسندوست

كلاس پنجميها  :

عارف عبدي –سيد نكيسا موسوي –مجتبي عزيزي –محسن دولتياري –سجاد خوش اندام

–محمد جهان تيغ –پوريا پور رضا –محمد خديوي – حسين ميرزا خاني –امير حسين نجار –

عليرضا محمود –محمد خونساري - محمد قنبری

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 16:38  توسط سیدنژاد   | 

چگونگی ارتباط معلم و دانش‌آموز

به طور کلی ارتباطات انسانی را به دو مقوله کلامی و غیرکلامی تقسیم می‌کنند. بیشتر متخصصان تعلیم و تربیت، ارتباط را نوعی رابطه دوطرفه می‌دانند، هر چند که رابطه یکطرفه نیز ممکن است وجود داشته باشد. ارتباطات معلم - شاگرد هر دو ویژگی را دارد. هم کلامی و هم غیرکلامی است. معمولاً دوطرفه و گاه یکطرفه است که می‌توان به شکل زیر ارتباط دورانی را نشان داد:

در این حالت ارتباط هم برای فرستنده و هم برای گیرنده آموزنده است زیرا بازخورد دریافت می‌کنند.

هرگاه معلم مطرح‌کننده سؤال یا اظهارکننده پیام و مطلبی است باید در نهایت بداند و اکنش شاگردان نسبت به آن چه بوده است(بازخورد). عمده‌ترین مسأله و مهمترین مهارت هنگام تدریس، برقراری ارتباط صحیح میان معلّم و شاگردان است. چنانچه این رابطه به خوبی برقرار شود، هدفهای آموزشی با کیفیت و سهولت بیشتری تحقّق می‌یابند. برقراری ارتباط دارای اصول و فنون شناخته شده‌ای است که آشنایی با آنها برای معلّمان ضرورت دارد. برخلاف روابط جامد مکانیکی، رابطه معلم با شاگردان در کلاس درس از نوع روابط پیچیده انسانی است و در برقراری ارتباط انسانی عوامل متعدد و گوناگونی موثرند. در این مقاله به معرفی اصولی روانشناختی می‌پردازیم که معلم با رعایت آنها می‌تواند در کلاس درس با دانش‌آموز روابطی سالم با پیامهایی سالم که به شخصیت دانش‌آموز در موقعیتهای مختلف لطمه نزند، برقرار کند.

عوامل اساسی ارتباط‌

معلم نقش مهمی در سلامت فکری و روانی دانش‌آموزان دارد. به طوری که مطالعات نشان داده است دانش‌آموزان معلمان متعادل، از تعادل روانی و آرامش بیشتری برخوردارند. <فاندرز> در تحقیقی بر روی ۱۹۶۵ دانش‌آموز در مورد اثر رفتار معلم روی دانش‌آموزان مطالعه و مشاهده کرد که در بسیاری از موارد رفتار غیرمستقیم معلم مانند جایزه دادن، قبول عواطف دانش‌آموز و ... موثرتر از رفتار مستقیم مانند سخنرانی، بحث و... است. آنچه در ارتباط بالغ - کودک مهمترین موضوع محسوب می‌شود، کیفیت فرآیند آن است. کودک مستحق دریافت پیامهای سالم از بالغ است. سلامت روانی بستگی به این دارد که شخص به واقعیتهای درونی خویش اعتماد کند. چنین اعتمادی در فرآیندهای خاصی تولید می‌شود که ما در اینجا نمونه‌ای از این اصول را ذکر می‌کنیم. یکی از اصولی که آن‌ را اصل اساسی ارتباط می‌نامیم بیانگر این است که معلم موفق کسی است که به موقعیت دانش‌آموز توجه می‌کند و معلم ناموفق آن است که منش و شخصیت دانش‌آموز را مورد قضاوت قرار می‌دهد. تفاوت اصلی میان ارتباط مؤثر و نامؤثر همین است.‌

به عنوان مثال دانش‌آموزی فراموشی می‌کند کتابی را به کتابخانه برگرداند که معلم موفق در برخورد با چنین دانش‌آموزی می‌گوید: موعد امانت تمام شده و کتاب باید به کتابخانه برگردانده شود. اما معلم ناموفق در این نوع ارتباط می‌گوید: تو خیلی بی‌مسئولیتی و همیشه تأخیر داری؟ و ... یعنی این که معلم با منش و شخصیت دانش‌آموز برخورد می‌کند و موجب عدم‌تعادل روحی و فکری و عدم‌ارتباط صحیح و منطقی میان خود معلم و دانش‌آموز می‌‌گردد و بر همین اساس باید همیشه درباره موقعیت صحبت شود نه درباره شخصیت دانش‌آموز.

پیامهای ناموفق و غیراصولی‌

پیامهای معمولی که معلمان در برخورد با دانش‌آموزان می‌دهند به چهار دسته تقسیم می‌شود:‌

▪ پیام‌های حاوی راه‌حل: در این پیامها معلم راه‌حل مشکل را خودش ارائه می‌دهد و انتظار دارد دانش‌آموز خریدار آنها باشد اما دانش‌آموز ممکن است همانطور که به او دستور داده شده و کاری را که معلم خواسته انجام ندهد طوری انجام دهد که معلم متوجه آن نشود.‌

▪ پیام‌های حاوی تحقیر: این پیامها که دانش‌آموز را بدنام می‌کند از نوع قبلی بدتر هستند. چون شخصیت او را مورد حمله قرار می‌دهد یا اعتماد به نفسش را جریحه‌دار می‌سازد. مثل اینکه معلم به دانش‌آموز در جمع او بگوید: چرا توی کلاس اینقدر حرف می‌زنی؟ چطور می‌خواهی آخر سال قبول شوی و... چنین پیامها و هزاران نوع دیگر که روزانه به گوش دانش‌آموزان می‌رسد، نشان می‌دهد که دانش‌آموز آدم مسأله‌‌سازی است این گونه پیامها و پیامهای حاوی راه‌حل اجازه نمی‌دهند که دانش‌آموز بیاموزد که معلم هم آدم است و دارای نیازها و احساسات انسانی است. لذا پیامهای تحقیرآمیز یا بی‌ارزش تلقی می‌شوند و ممکن است موجب بروز تغییر مثبتی در رفتار نشود و دانش‌آموز در مورد شخصیت معلم نظرات منفی پیدا کند یا به عنوان دلایل بیشتر بر عدم لیاقت خود، از طرف دانش‌آموز به دل گرفته شود.‌

▪ پیام‌های غیرمستقیم: اینگونه پیامها از قبیل شوخی کردن، سر به سر گذاشتن و ... است. مثل اینکه امیدوارم بزرگ شدی معلم بشی و گیر یک کلاس صد نفره با شاگردهای مثل خودت بیفتی؟ به دلیل نجابت نسبی این دسته از پیامها برای معلمان وسوسه فرستادن آنها همیشه وجود دارد. اما به ندرت مؤثرند زیرا این پیامها اغلب مورد درک قرار نمی‌گیرند. حتی وقتی هم بگیرند دانش‌آموز از طریق آنها می‌فهمد که معلم صریح نیست بلکه غیرمستقیم و موذی است.

▪ پیام‌های موفق و اصولی: پیام‌هایی هستند که به صورت متن پیام است یعنی با من شروع می‌شوند مثل اینکه اگر دانش‌آموز وسط حرف معلم شروع به حرف زدن کرد، معلم به صورت صحیح می‌تواند با پیام من به او بگوید که دوست‌دارم حرفم را تمام کنم ولی اگر بخواهد به صورت تو پیام عمل کند به او می‌گوید که تو خیلی بی‌ادبی؟ چرا وسط حرف معلم حرف می‌زنی؟ لذا پیام‌های موفق که به صورت متن پیام شروع می‌شوند

 به دو دلیل می‌توان پیام مسئولانه نامید: ۱- معلمی که پیام من می‌فرستد مسئولیت شرایط درونی خود را به عهده می‌گیرد. -۲ پیام من، مسئولیت رفتار دانش‌آموز را به عهدهِ خود دانش‌آموز می‌گذارد.

ویژگی های یک ارتباط سالم‌

برچسب زدن ممنوع‌

در تربیت، جایی برای جملات متداول و بی‌شماری که در آنها بیماری تشخیص داده می‌شود و یا آینده پیش‌بینی می‌شود، نیست.

جملاتی چون تو خیلی بی‌مسئولیتی، تو آدم بشو نیستی، شما همه مردم آزارید، نفهمید، کله پوکید و .... جملاتی غلط محسوب می‌شوند. زیرا برچسب‌هایی را به دانش‌آموز می‌چسباند که باعث منفی شدن خودپنداری وی می‌شود.

این پیشگویی‌های معلم باعث بوجود آمدن شکافهای روانی در زندگی کودکان می‌شود که بسیار خطرناک است. معلم قدرت مهیبی دارد که می‌تواند بذرهای شک و تردید را درباره سرنوشت دانش‌آموز در ذهن وی بکارد.

اشخاص محترم هرگز به طور غیرعمدی توهین نمی‌کنند. در ارتباط میان معلم و شاگرد، جایی برای اظهارنظر مخرب نیست. معلم حرفه‌ای، از اظهارنظرهایی که به عزت‌نفس دانش‌آموز آسیب می‌زند، می‌پرهیزد.

▪ بسیاری از معلمان در برخورد با دانش‌آموزان بدرفتار از کلمات نیشدار و زننده استفاده می‌کنند. برخورد غیرجدی و مسخره‌آمیز بعنوان یک وسیله کنترل و یا به عنوان عکس‌العمل معلم، در مقابل دانش‌آموزان یک مورد تهدید به حساب می‌آید. به ویژه برای دانش‌آموزان خردسال که از معنای شوخی بزرگسالان درک درستی ندارند، شوخی را نوعی مسخره کردن در نظر می‌گیرند که هدف آن دست انداختن است. البته این به این معنا نیست که کلاس باید دارای جوی خسته‌کننده و بی‌نشاط باشد، بلکه دانش‌آموزان، نباید موضوع شوخی باشند، حتی اگر در نظر اول بی‌ضرر تشخیص داده شود.‌

▪ مهربانی را با سختگیری ترکیب کنید. بچه همیشه باید احساس کند شما دوست او هستید در عین حال شاید انتظار برخی رفتارها را از او ندارید.

▪ رسیدگی به مسائلی را که به نظر می‌رسد به زمان تدریس شما لطمه می‌زند به وقت دیگری موکول کنید. سعی کنید روابط خود را با دانش‌آموزان بهتر کنید یا حداقل آن را تخریب نکنید. هر مسأله حل نشده‌ای را پیگیری کنید.‌

▪ معلمانی که به هنگام مواجه شدن با دانش‌آموزان دارای خلق و خوی ثابت و آرامی باشند، احتمال بسیاری دارد که ارتباط خود را با دانش‌آموزان افزایش دهند. دانش‌آموزان دوست دارند تکیه به معلمانی کنند که با ثبات و قابل پیش‌بینی‌اند.

▪ معلمانی که خواهان یک ارتباط مثبت و کارآمد با دانش‌آموزان خود هستند، باید به دانش‌آموزان این میل را از طریق نشان دادن توانایی آنان به خودشان انتقال دهند. یک راهکار این است که معلم تکالیفی با سطح دشوار متوسط تعیین کند. در واقع تعیین تکالیفی که تواناییهای حاضر دانش‌آموزان را بدون خطر شکست گسترش می‌دهد تا حس اعتماد به نفس را به دانش‌آموز انتقال دهد.‌

راهکارهای شبه‌اجباری برای همکاری دانش‌آموز با معلم‌

▪ محترم شمردن خودمختاری دانش‌آموز: دانش‌آموز هر چه بیشتر خودمختاری داشته باشد کمتر خصومت می‌ورزد. زیرا وابستگی شاگرد به معلم خود، موجب خصومت ورزیدن می‌شود. دانش‌آموز هر چه بیشتر اعتماد به نفس داشته باشد، کمتر نسبت به دیگران احساس انزجار خواهد کرد. معلم باید برای کاستن خصومت و دشمنی دانش‌آموز در مواردی که به زندگی دانش‌آموز در مدرسه مربوط می‌شود به او حق اظهارنظر بدهد.

▪ پرهیز از دستور دادن: راه دیگر جلوگیری از خودسری، پرهیز از دستور دادن است. اگر معلم در ارتباط خود با دانش‌آموز احترام نشان دهد و به عزت نفس دانش‌آموز لطمه نزند، دانش‌آموز کمتر مقاومت خواهد کرد.

▪ چیزی را که نمی‌توانیم در واقعیت به دانش‌آموز بدهیم در خیال به او بدهیم. مثال: بچه‌ها سرخانم معلمی را شلوغ کرده و می‌خواهند همه، نقاشیشان را به معلم نشان دهند. اگر بگویم که بنشینید سرجایتان من که ۱۰۰ تا چشم ندارم همه را باهم نگاه کنم. اشتباه است بلکه باید بگویم دلم می‌خواست همه نقاشیهای قشنگتان را باهم ببینم، اما حالا بنشینید سر جایتان، من خودم می‌آیم، نقاشی‌هایتان را می‌بینم.

● نکات قابل توجه در تمجیدی که میان معلم و دانش‌آموز ایجاد می‌شود

▪ در تمجید، از اعمال مشخص فرد قدردانی کنید و صفات و منش فرد، نباید ارزیابی شود.

▪ تمجیدی که ارزیابی کند مطلوب نیست. این تمجید چه بسا ناقل این مفهوم باشد به عنوان نمونه با این جمله از سوی معلم به دانش‌آموز می‌توان تعبیر کرد: که ما از رفتار خوب شما انگشت به دهان مانده‌ایم، انتظار داشتیم بدرفتای کنی. کودکان اغلب پیرو این انتظار ما می‌شوند و رفتارشان را براساس آن تنظیم می‌کنند.‌

▪ تمجید نباید ارزیابی‌کننده و تکبرآمیز باشد.

▪ فقط تمجیدی که منش دانش‌آموز را مورد قضاوت قرار نمی‌دهد یا شخصیت او را مورد ارزیابی قرار نمی‌دهد، موقعیت امنی برای وی پدید می‌آورد تا بتواند بدون احساس ترس خطا کند و بدون احساس اضطراب بر کیفیت عمل خویش بیفزاید.‌

 

▪ قاعده اصلی در تمجید آن است که بدون آنکه ارزیابی کنید به توصیف بپردازید یعنی اینکه گزارش بدهید. قضاوت نکنید. بگذارید خود دانش‌آموز خودش را ارزیابی کند.

▪ تشویق باید به گونه‌ای باشد که اعتقاد و باور کودک را نسبت به خودش تقویت کند. تنها کسانی قادر به تشویق کودکند که کودکان را همانگونه که هستند قبول داشته باشند یعنی باید برای پیشرفت تلاش کنید نه برای کمال‌گرایی.

▪ وقتی تعریف و تمجید از سوی معلم از روی قصد و به صورت شیوه‌ای برای تأثیر نهادن بر شاگرد برای انجام کار یا رفتار بخصوصی که مورد نظر معلم است؛ انجام می‌گیرد ممکن است شاگرد آن را به عنوان زورگویی و عدم صمیمت استنباط کند یعنی کاری کند که در درجه نخست به قصد رسیدن معلم به هدفش صورت گرفته است.‌

▪ در کلاس درس تعریف و تمجید از یک شاگرد یا چند شاگرد بخصوص اغلب به معنای ارزشیابی منفی بقیه است، حتی یک فرد از دانش‌آموزان که عادت به شنیدن تعریف و تمجید مرتب دارد ممکن است وقتی به صورت اتفاقی از او تعریف نشود، احساس منفی در او ایجاد شود.

وقتی در آموزش و پرورش از ارتباط معلم و شاگرد صحبت می‌کنیم در واقع هدفهایی را همچون شناخت ، تاثیر ، کنترل و هدایت به ذهن می‌آوریم. به عبارت دیگر ، مجموعه فرایند آموزشی تلاشی است در جهت تغییر شرایط یادگیری و تحت تاثیر قرار دادن و کنترل فکری و رفتاری فراگیران . پیچیدگی نو تداخل روشهای ارتباطی در مدرسه (شفافی ، کتبی ، مستقیم و غیر مستقیم) باعث تداخل هدفهای ارتباطی می‌شود.

در نتیجه در یک فرایند ارتباطی ، چندین هدف و کاربرد نهفته می‌باشد. با پیشرفت علوم کاربرد و هدفهای ارتباطی پیچیده شده و ناگزیر جهت تحقق هدفهای پیچیده باید روشهای پیچیده‌تری مطرح شوند. در هر صورت در هر الگوی ارتباطی ، فرد یا افراد ، موسسه یا گروهی به عنوان فرستنده یا منبع پیام برای برقرار ارتباط وجود دارد که این نقش در کلاس درس و فعالیتهای آموزشی به عهده معلم خواهد بود که در تحلیل فرستنده پیام شناخت سه متغیر در تسلط بر محتوا ، نگرشها و مهارت در علامت‌گذاری را که بالقوه نقش موثری در ارتباط دارند، نباید فراموش کرد.

عنصر مهم دیگر گیرنده پیام (فراگیر) است که به هیچ وجه در جریان ارتباط حالت انفعالی ندارد. از عناصر دیگر مهم در فرایند ارتباط عنصر تاثیر است که از برقراری ارتباط حاصل می‌شود و هدفی است که فرستنده از ابتدای ایجاد ارتباط باید به آن توجه داشته باشد.

 

 

منبع :

http://m2za.blogfa.com/post

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 8:0  توسط سیدنژاد   | 

 

انگيزش در مديريت

انگيزش يکي از موضوعات اساسي آموزش و پرورش است که همه فعاليتهاي دانش آموزان , معلمان و کارکنان را تحت تأثير خود قرار مي دهد . بدون ترديد هر مديري مي خواهد در حوزه فعاليت خود همه با ميل و علاقه مشغول بکار باشند و معلمان با شوق و احساس مسئوليت به کار دانش آموزان رسيدگي کنند , مشکلات آنها را حل کنند ، با آنها مهربان باشند و در صورت لزوم حتي وقت بيشتري را براي انجام وظايف خود در نظر بگيرند و به طور کلي با جديت هدفهاي سازمان را تعقيب کنند .

انگيزش با حيات انسان و چگونگي تحقق اهداف زندگي سروکار دارد . اگر در جايي مي بينيم که انسانها در تکاپو و تلاش هستند و با شادي و اميد مشغول کار مي باشند ، دليل بر آن است که افراد احساس زنده بودن و زندگي کردن دارند و بين کار و فعاليتهاي خود و زندگيشان رابطه معني داري مي يابد . آنها کارکردن در محيط مدرسه يا سازمان آموزشي را وسيله اصلي ادامه زندگي مي دانند و حتي در شرايط بهتر آن را عين زندگي خود مي بينند .

انگيزش قبل از هر چيز با مفاهيمي چون نياز ، ميل ، علاقه ، رغبت ، سائق و محرک ارتباط دارد و بر حسب علاقه ، فرهنگ يا موقعيت افراد از همه آنها استفاده مي کنند . اما از نظر عملي ، مفاهيم نياز ، انگيزه و محرک کاربرد بيشتري دارند . نياز ماده يا عنصري است که جزئي از ترکيب وجودي انسان است و براي ادامه حيات و سالم بودن جسمي يا رواني وجودش ضروري است . مثلاً آب ، کلسيم ، هوا و نظاير آن از نظر سلامتي جسم لازم هستند و جزء وجود انسان مي باشند . انگيزه نيرويي است که بر اثر کمبود يکي از مواد ، يعني نيازها در فرد به وجود ِ آيد و او را وادار به حرکت مي کند تا نيازش را تأمين کند . محرک عامل يا ماده اي است که در بيرون از وجود انسان وجود دارد و مابه ازاي نياز فرد . نام ديگر محرک ، هدف است . هدف چيزي است که فرد مي خواهد به آن برسد .

اگر به نيازهاي خاص يک فرد در يک موقعيت معين توجه کنيم ، انگيزش جنبه فردي و شخصي پيدا مي کند . افراد ممکن است از نظر سطح نيازها در سطوح مختلف باشند . در عين حال عادات و روشهاي خاص يک فرد بر تأمين نيازهايش تأثير دارد . انگيزش ممکن است از زاويه مراحل ارضاي نيازها و همچنين تأثير رفتارها و تجربيات گذشته مورد توجه قرار گيرد . به عنوان مثال ، تجربه هاي افراد از چگونگي دادن پاداش به کارکنان ممکن است سبب کاهش يا افزايش علاقه به کار يا فعاليت شود . از جهت ديگر ، نوع شناخت و انتظارات فرد از سازمان نيز ممکن است در انگيزش اثر بگذارد . جنبه ديگر مطالعه انگيزش ، توجه به روشهاي برانگيختن افراد است که به مديريت برمي گردد . اينکه چگونه ، با چه وسايلي و از چه راههايي افراد را برانگيخته کنيم تا با انرژي و علاقه زيادتري به تحقق اهداف و افزايش بهره وري بينجامد ، موضوع انگيزش مي باشد .

" انگيزش در مديريت ايجاد ميل ، اشتياق  و علاقه به انجام دادن کار ، تشويق ، جلب رضايت و خشنودي کارکنان از طريق ارضاي نيازهاي منطقي مادي ، اجتماعي و رواني آنها است . "

در اين راه معلمان ، دانش آموزان و کارکنان با پي بردن به نيازها و استعدادهاي نهفته و بالقوه خود ، رفتار و شخصيت خود را به سوي کمال مطلوب هدايت مي کنند و آنها را بارور و شکوفا مي سازند . در اين راستا ، مديريت پس از شناخت نيازها ، زمينه هاي تأمين آنرا فراهم مي سازد و دانش آموزان ، معلمان و کارکنان نيز با شوق و جديت از انرژي هاي خود در راه رشد و کمال خود و دستيابي به اهداف سازمان بهره مي گيرند .

رابطه انگيزش با مديريت

انگيزش يکي از موضوعات مهم و پايه اي در مديريت آموزشي است موفقيت مديريت سازمان و افراد آن تا حدود زياد به انگيزش نيروهاي انساني بستگي دارد . اهميت انگيزش آنقدر زياد است که چهار موضوع اساسي آموزش و پرورش يعني يادگيري ، رشد ، شخصيت و هيجان تحت تأثير انگيزش قرار دارد .

1- انگيزش و يادگيري :

نتايج پژوهش هاي گوناگون و نظر صاحب نظران نشان مي دهد که قسمت بزرگي از يادگيري مربوط به علائق و نيازهاي دانش آموزان است . چنانچه مدير و معلمان مواد درسي و مطالب خود را براساس نيازهاي دانش آموزان انتخاب کنند و آنها را با روشهاي جالب و جاذب ارائه دهند ، دانش آموزان با حداکثر علاقه مطالب را ياد مي گيرند . مشارکت دانش آموزان در امر يادگيري از طريق کارکردن با ابزارها و ديدن فيلمها و وسايل کمک آموزشي در مقايسه با تدريس هايي که از اين عوامل بهره نمي گيرند سبب اثربخش بودن يادگيري خواهد شد . در چنين حالتي تغيير رفتار که هدف اصلي يادگيري است بهتر تحقق مي يابد .

2- انگيزش و رشد :

اگر بخواهيم به طور کلي و به زبان ساده تعريفي از رشد ارائه دهيم بايد بگوييم که رشد حاصل تکرار تأمين نيازهاي منطقي افراد است . اين بدان معني است که فرد با تغذيه مداوم از نظر جسمي رشد مي کند . به همين ترتيب اگر در سازمان آموزشي به نيازهاي اجتماعي و رواني فرد توجه شود و زمينه هاي تأمين آنها فراهم شود ، رشد اجتماعي و رواني حاصل مي شود پس در حقيقت انگيزش که موضوع اصلي آن تأمين نيازهاست عامل اصلي رشد به حساب مي آيد . از طريق برانگيختن افراد در سازمانهاي آموزشي مي توانيم رشد افراد را در زمينه هاي متفاوت تأمين کنيم .

3- انگيزش و شخصيت :

در پژوهشهايي که توسط روانشناسان روي شخصيت به عمل آمده است يادگيري و تجربه هاي گذشته از عوامل اساسي شخصيت به حساب مي آيد . اينکه فرد در سالهاي اول زندگي اش در چه خانواده اي و با چه ارزشها و روشهاي تربيتي پرورش مي يابد ، از اهميت زيادي برخوردار است . در عين حال مدرسه نيز از عوامل مهم تأثير گذار مي باشد .

انتظارات مدرسه ، فرصتهايي که مدرسه براي فرد به وجود مي آورد ، روشهاي نظارت و کنترل ، رفتار و روابط با فرد ، الگوهاي تشويق و تنبيه و تجربه هاي موفقيت يا شکست همه دست به دست هم دهند و به فرد شيوه هاي خاصي از فکر کردن و رفتارها مي آموزند که در سرتاسر زندگي او به عنوان يک الگوي غالب و قابل شناسايي باقي مي ماند .

شخصيت رابطه تنگاتنگي با تأمين نيازهاي انسان و انگيزش دارد . مزلو در مطالعات گسترده و مستمر خود به اين نتيجه رسيد که روشهاي تأمين نيازها ، سطح نيازها و اينکه فرد در رابطه با تأمين نيازهايش به چه اعتقادي در باره خود و ديگران مي رسد و چه تجربياتي کسب مي کند ، تأثير بسزايي در شکل گيري شخصيت او دارد . اگر افراد از نيازهاي حيواني و سطوح پايين تر آزاد شوند و به سطوح بالاتر نيازهاي انساني دست يابند همين تجربيات سبب پيدايش نگرش برتر و بالاتر نسبت به خود و توانايي هاي خود مي شود . فردي که به عنوان يک اجير در بيشتر زندگيش در جهت تأمين نيازهاي اوليه اش مانند تهيه غذا و زنده ماندن تلاش کرده است و هرگز تجربه اي از دوستي ، محبت و احترام نداشته است ، بدون ترديد از شخصيتي واکنشي و همراه با فعال بودن مکانيزمهاي دفاعي برخوردار مي باشد . او هرگز آرامش نخواهد داشت به ديگران اعتماد نمي کند و بالاخره به احتمال زياد اعتماد به نفس ضعيفي دارد .

کسي که در محيط خانواده ، مدرسه يا جامعه مورد احترام بوده است و به سادگي به علت فراهم بودن وسايل و تأمين نيازهاي اوليه اش توانسته است تجربيات مستمري از احترام قدر و منزلت داشته باشد ، به تدريج به اين نياز و با اين رفتارها خو مي گيرد و به عنوان يک الگوي پايدار در شخصيت او باقي مي ماند . پس اگر انگيزش به بررسي روشها و راههاي تامين نيازها بپردازد و بتواند در يک حالت پايدار زمينه هاي تأمين نيازهاي سطوح بالاتر معلمان دانش آموزان و کارکنان را فراهم کند در شکل گيري شخصيت آنها تأثير بسزايي خواهد گذاشت .

4- انگيزش و هيجان :

هيجان که به آن واکنش انطباقي نيز گفته مي شود واکنش غير عيني در مقابل محيط مي باشد که با پاسخهاي عصبي و هورموني همراه است . هيجانها بر رفتار فرد تأثير مي گذارد و در او حالت خوشايند يا ناخوشايند بوجود مي آورد . هيجانها نمادهايي چون ترس ، خشم، اضطراب ،پرخاشگري ، افسردگي و ناکامي دارند . اين حالات معمولاً موقعي در افراد بوجود مي آيد که نوعي  شرايط بي اطميناني نسبت به توان تأمين نيازها وجود موانع بر سر راه تأمين نيازها و بالاخره عدم موفقيت در راه تأمين نيازها در فرد بوجود مي آيد . هيجانها ريشه هاي فراوان جسمي ، هورموني ، اجتماعي و رواني دارند .

محيط هاي آموزشي که همراه با فشار رواني ناشي از فشار کار ، عدم مهر و محبت ، وجود تهديد  ، تنبيه و محروميت و نظاير آن باشد ، سبب پيدايش هيجان مي شود . مديران و معلميني که با پرخاشگري و تهاجم با دانش آموزان روبرو مي شوند به مرور زمان تجربه هايي از پرخاشگري را در آنها بوجود مي آورند .

اين پرخاشگري ، علاوه بر آنکه الگوي يادگرفته شده بحساب مي آيد از عدم تأمين نيازها با خطراتي که برسر راه ارضاي نياز وجود دارد ، پديد مي آيد . کساني که در محيط هاي خشن تربيت مي شوند، و هدف خشونت قرار مي گيرند ، در مراحل بعدي خود دست به خشونت مي زنند . کمبود محبت و رفتار از روي پرخاشگري يا بي تفاوتي نيز سبب بوجود آمدن رفتار پرخاشگرانه در فرد مي گردد

برگرفته شده از کتاب مديريت زمان

گروه مديران متوسطه استان اصفهان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 21:44  توسط سیدنژاد   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 20:58  توسط سیدنژاد   | 

مقایسه تعلیم وتربیت اسلامی

  به بهانه هفته  معلم  که هدف اصلی معلم تعلیم وتربیت است

تعليم : به نور رساندن است                           تربيت : نوراني بار آوردن است

تعليم : به حكومت رساندن است                  تربيت : حكيم بار آوردن است

تعليم : عالم كردن است                                تربيت : روحيه علمي بخشيدن است

تعليم : به ادراك رساندن است                    تربيت : صاحب درك صحيح نمودن است

تعليم :به شعور رساندن است                       تربيت : با شعور بار آوردن است

تعليم : به مرحله فهم رساندن است             تربيت :فهيم بار آوردن است

تعليم :به مرحله شهود رساندن است           تربيت : شاهد بار آوردن است

تعليم : به فكر واداشتن است                        تربيت : متفكر بار آوردن است 

تعليم : به معرفت رساندن است                   تربيت : عارف بار آوردن است

تعليم : به قضاوت درست رساندن است       تربيت قاضي ساختن است

تعليم: با استقلال آشنا كردن است               تربيت : مستقل بار آوردن است 

تعليم : تحريك قوه بتكار است                     تربيت : مبتكر ساختن است

تعليم :به حقيقت رساندن است                     تربيت : حقجو بار آوردن است

تعليم :كشف مطلب است                               تربيت : كاشف بار آوردن است

تعليم : به تعمق واداشتن است                       تربيت : عميق نمودن است

تعليم : به تعقل واداشتن است                         تربيت : عاقل بار آوردن است  

تعليم :   نشان دادن حقايق است    تربيت : ساختن شاكله اي براساس حقايق است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 20:58  توسط سیدنژاد   | 

توجه والدين و همكاران محترم  را به چند نکته کلیدی جلب می کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 15:11  توسط سیدنژاد